اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «سلام دوباره» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

با سلام مجدد. مدتهاست که اينجا نيومدم.بعد از تولد فرزند دومم که ۶ ماه تمام مرخصي بودم و از وقتي هم اومدم فرصت نکردم مطلب بنويسم. پسرم الان ۸ ماه و ۲۱ روزشه. اولين غلت رو روز دوم بهمن ۸۸ زد و مدتي بعد هم تعداد غلتهاش اضافه شد. در هفت ماهگي شروع کرد به سينه خيز رفتن البته به سبک خودش يعني روي دو دست سينه اش رو بالا مي آورد و خودشو کمي جلو مي کشيد و بعد هم سينه اش رو مي گذاشت زمين و به همين شکل تکرار مي کرد. دقيقاً مثل حرکت کردن اون سيل داخل کارتون خرسهاي قطبي يعني ميشکا و موشکا و ماشکا. از روز ۱۲ ارديبهشت هم شروع کرده به چهار دست و پا رفتن و از همين زمان هم ب ب و د د گفتن رو شروع کرد. عصر جمعه هم پس از کلي آموزش توسط عمه ايفا بالاخره جوگير شد و با صداي بلند و هيجان زده گفت : عمـــــــــــــه
چند روزي هم هست که شبها قبل از خواب(البته ساعت ۱۲ يا يک شب) آقا شروع مي کنه به آواز خوندن با اون کلماتي که بلد شده بگه.
راميلا خانم هم که کلي لطف دارند نسبت به داداششون. يا هولش ميده يا مي زنه توي سرش. علتش رو هم اذيت کردن ني ني اعلام ميکنه و کاري هم نداره که ني ني سرش نميشه و حتي موي سر خودش رو هم ميکشه و يا انگشت توي چشم خودش هم مي کنه و يا خودش رو هم چنگ مي زنه. حالا کي مي تونه به اين دختر لجباز بفهمونه خدا مي دونه و بس. از راميلا خانوم بگم که بدتر و لجباز تر از قبل شده و به هيچ صراطي مستقيم نيست. البته گاهي اوقات خانومي ازش فوران مي کنه ولي چه فايده هميشگي نيست که.
چند وقت پيش داشتم راميلا رو مي بردم باشگاه که تو راه ماشينهاي هندوانه رو ديد و گفت : مامان! هندونه مي خوام. بعد هم پرسيد چرا ما ميگيم هندونه ولي خاله بانو (مربي مهد کودک) ميگه هندوانه. من هم براش توضيح دادم که هندوانه صحيحه و در حرف زدن عادي مي گيم هندونه. مثال هم براش آورنم. مثلا خانه درسته ولي ميگيم خونه و چند تا مثال ديگه که حالا يادم نيست. بعد از چند ثانيه راميلا خانم با قيافه اي حق به جانب گفت : مامان چوب هم همان چاب است که ما ميگيم چوب؟ حالا شما ميگيد من به اين گير سه پيچ چي بگم؟!!!! ![]()
برچسب:
نویسنده: محمد کاظمیان